از میدان آزادی تا چهارباغ!

به تازگی رییس سازمان زیباسازی شهر تهران از برنامه های اجرا شده و در دست انجام این سازمان جهت ساماندهی و بازپیرایی جزیره میانی میدان آزادی خبر داده و بستن حلقه دور میدان و تبدیل آن به یکی از قطب های گردشگری پایتخت را یکی از اهداف مهم در سال های آینده اعلام و اظهار امیدواری نموده که در یک چشم انداز بلندمدت این نماد ملی همچون میدان چهارباغ اصفهان شود!

نکته قابل تامل در این اظهار نظر این نیست که اصولا چه شباهتی به لحاظ مقیاس، موقعیت، عملکرد و... بین محور چهارباغ با میدان آزادی وجود دارد بلکه ساده انگاری مسوولان و مدیران شهری است که صرف ایجاد مبلمان و امکانات کالبدی بدون هیچگونه تمهیدات لازم جهت حضور عابران پیاده را سبب ساز تبدیل یک محدوده به فضایی تفرجگاهی و گردشگری می پندارند.

به خاطر می آورم که درحدود 2 سال پیش در جلسه ای که به منظور بررسی طرح پیشنهادی یکی از مشاوران صاحب نام و قدیمی برای ساماندهی میدان آزادی داشتم در پاسخ به این پرسش که چه تدابیری برای عابران پیاده اندییشیده اید؟ یکی از سرشناس ترین و پیشکسوت مهندسان حمل و نقل و ترافیک کشور با افتخار گفت که علاوه بر زیرگذر نمودن تمامی رینگ داخلی میدان با نصب نرده ها و حصارهایی در پیرامون حلقه دوم می توان از ورود پیاده ها به این رینگ جانبی سواره جلوگیری نمود! گویی عابران پیاده موجوداتی مزاحم هستند که به هر طریق ممکن باید بتوان آنها را کنترل نمود تا در روند حرکت سواره خللی ایجاد نگردد!

البته خوشبختانه این طرح ساده لوحانه با مخالت ها و توضیحاتی که ارائه نمودم مردود گردید و تاکید شد که تنها طرحی همه جانبه نگر که میدان آزادی را صرفا جزیره میانی یا حتی کل محدوده رینگ های اول و دوم 30 هکتاری نپنداشته بلکه حوزه ای فراگیر در مقیاسی بسیار گسترده تر را مد نظر قرار داده و بر اولویت بخشی و تسهیل حرکت عابران پیاده مبتنی باشد می تواند موفق باشد. امری که به نظر می رسد اکنون و از مجرایی دیگر در حال پیگیری است که متاسفانه با توجه به سوابق ناموفق سازمان زیباسازی در دخالت در طرحهای توسعه شهری و رویکرد یک بعدی اتخاذ شده نمی تواند به نتایج کاربردی منتهی گردد.

/ 6 نظر / 9 بازدید
داریا

سلام من فکر نمیکنم تمرکز بر تفکیک سواره و پیاده در مورد ناحیه میدان آزادی تفکر غلطی باشد. در واقع به نظر میرسد تداخل تردد پیاده و سواره در این ناحیه گره کور ترافیکی این ناحیه بوده شریان های تردد سریع را در این میدان زمین گیر کرده است. تاکید بر اولویت پیاده البته ایده ذهنی بدی نیست.اما نمیتوان هر ذهنیتی را بر هر زمینه ای تحمیل کرد. نهایتن این ساده لوحی است که بجای حل مشکلات عینی یک فضای شهری در مرتبه اول وبه موازات ان ظرفیت سازی های جدید در مرحله دوم به ایده هایی ذهنی >اولویت عبور پیاده < که بطور متعارف در سطح کلی تری >شهر<باید سامان یابداولویت داده شود.

محمدرضا منعام

پاسخ داریا:(البته با کسب اجازه از آقای کاشانی جو): سلام آنچه شما ساده لوحی می نامید در اصل خط قرمز طراحی شهری می باشد - شما در اصل اتومبیل را با انسان برابر می بینید ولی شهر برای انسان است و آسایش و آرامش از اهداف غیر قابل گذشت است - در مورد کیفیت برخورد با موضوع نیز نمونه های عینی بسیاری در دنیا وجود دارند که به محورهای پیاده تبدیل شده اند. و در پایان در طراحی شهری میدان محل گره انسانی است اگر شما می خواهید تفکیک سواره و پیاده را داشته باشید به آن فلکه می گویند - میادین محل هایی هستند که تعاملات اجتماعی در آنها صورت می گیرد.

خودم

ضمن تشکر از هر دو دوست عزیز داریا و محمدرضا منعام که هریک از زاویه دید خود مطالب درستی را بیان داشته ا ند: 1- انتقاد اینجانب نه به تفکیک سواره از پیاده که اگر به درستی انجام پذیرد پسندیده است بلکه به عدم پیش بینی چگونگی حضور عابران پیاده در جزیره میانی و تمهیدات مورد نیاز بود. 2- اتفاقا آنچنانکه در یادداشت اشاره شده من هم معتقدم که میدان آزادی بعنوان دروازه ورودی شهر در مقیاس سواره هیچگونه قابلیت زمینه و ظرفیت تبدیل به یک چهارباغ که قاعدتا اولویت حرکت و مقیاس در آن باید پیاده باشد را ندارد!

داریا

ممنون از توضیحی که دادید. اما همچنان بحث در این مورد جالب است.و نکاتی وجود دارد. "عابر پیاده " در خصوص میدان ازادی مصداق ندارد. عبور پیاده از کجا به کجا؟ محور های پیاده مبدا و مقصد میخواهد که در این مورد "آزادی" مطرح نیست. البته مسئله دسترسی به فضاهای فعالیت میدان مثلن موزه مطرح است که اتفاقن بدلایل معین بهتر است محدود باشد. نکته دوم این است که اولنمدتهاست روشن شده است که مفهوم "دروازه ورودی شهر" مزیتی برای طراحی ایجاد نمی کند. و دومن مدت هاست که میدان ازادی دیگر دروازه ورودی شهر نیست.خلاصه اینکه این یک کلیشه قدیمی است. نکته سوم این است که به نظر میرسد بایدمنظور گوینده زیباسازیاز مقایسه ازادی و چهارباغ درست درک شود سوئ تفاهم شما رفع شود. روشن است که مسئول زیباسازی و تاکید او از مقایسه و تشبیه این دو فضا فرم یا کارکرد فیزیکی نبوده نبوده است. بلکه "ارزش نمادین در سطح ملی" بوده است. بدون اینکه بخواهم نظر او را تایید یا تکذیب کنم فقط باید اشاره کنم که ظاهرن شما منظور او را درست برداشت نکرده اید.

داریا

ادامه اما نقد سخنان مسئول اداره زیباسازی ضروری است.این انگیزه های جاه طلبانه و خودنمایانه >فردی یا ملی < نیست که اثار معماری از قبیل چهارباغ یا ازادی را واجد ارزش های نمادین بین المللی کرده است. بلکه این فکر بزرگ و ایده قوی وبکر طراح یا طراحان است که ارزشمند است.ایده و فکر چنان قوی است که حتی در جریان تحول ایده و فکر به کالبد وساخت طراح احساس میکند چیز هایی از دست میرود و چه بسا ناراضی باشد.خلاصه اینکه اگر مونومان ازادی ارزش هایی دارد تمامن به "امانت " بازمیگردد.بهتر است او را دعوت کرده و اجازه دهیم کارش را بازبینی و تکمیل کند.

مصطفی

سلام با تاخیر. سپاس...تا جایی که من از مشاوران قدیمی و صاحب نام دیده ام، قریب به اتفاق دوستان سالهات دکمه ی توقف را زده اند و آمال جوانی را تکرار می کنند. باشد که سرنوشت ما تا چند دهه دیگر اینچنین نگردد.