پیاده‏ راه 17 شهریور : تشخیص کارشناسی یا ...؟!

درباره پروژه پیاده راه سازی محور 17 شهریور از میدان امام حسین تا میدان شهدا تاکنون مطالب گوناگونی توسط افراد مختلف ارائه شده است. یکی از نقدهای خوبی که در این زمینه دیدم، یادداشتی است که توسط سرکار خانم مونا لواسانی در نظر آنلاین ارائه شده که به طور کامل و بدون تغییر در زیر آورده شده است:

 

یکی از تغییر رویکردهای مدیریت شهری تهران در سال‏های اخیر، توجه به سیاست پیاده ‏محوری و در دستور کار قرار گرفتن آن در برخی سازمان‏ها از جمله سازمان زیباسازی است.
موفقیت نسبی تجربه پیاده ‏راه سپهسالار (بازارکفش) و میدان 15 خرداد (بازار بزرگ) و دریافت بازخورد مثبت و رضایت‏ بخش از شهروندان، مدیریت شهری را در استمرار این سیاست تا برگزاری همایش "زندگی پیاده در شهر" و شخص شهردار را در حمایت از پروژه‏ های از این قبیل مصمم‏ تر ساخت.
در ادامه این روند، یکی از پروژه‏های در دست اجرا، پیاده‏ راه 17 شهریور حد فاصل میدان شهدا تا میدان امام حسین است. در اینکه وضع موجود این میادین و معابر به عنوان یکی از مراکز و هسته‏ های مهم پایتخت نیاز به اصلاح و ساماندهی داشته، شکی نیست. اما به نظر می رسد انتخاب این سیاست و نحوه اجرای آن از جانب بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان مورد سوال است.

 

 

 

پیاده‏ راه سازی اقدامی در حمایت از حقوق شهروندان و اولویت زندگی پیاده است. اما عدم رعایت شاخص‏ های یک پیاده راه موفق و سنجیده شده می‏تواند به تضییع حقوق شهروندان و حتی مرگ شهر در آن محدوده بیانجامد:
1.مکانیابی پیاده‏ راه با توجه به نیاز شهروندان و عملکردهای شاخص شهری یکی از این معیارهاست. کدامیک از کاربری‏ های مهم در وضع موجود این محدوده نیاز به پیاده‏ راه را گوشزد می‏کردند؟
2.از دیگر معیارها رعایت فواصل متعارف برای پیاده ‏روی و دسترس ‏پذیری طول مسیر است. با حذف کامل سواره و بدون تسهیلات حمل و نقل عمومی هم‏سطح چگونه می‏توان انتظار حفظ رونق یک پیاده‏ راه به طول 1200 متر را با شیب شمالی-جنوبی در تهران داشت؟
3.آیا خرید یکباره بخش عظیمی از بافت ریزدانه مجاور و طراحی چندین دانه درشت شهری که عملکردی مناسبتی و آیینی و فعالیتی موسمی و غیر مستمر دارند (مسجد، تکیه و ...)، در راستای تقویت تنوع زندگی شهر است؟
4.روند تغییر صنف عمده واحدهای تجاری محدوده (نمایشگاه اتومبیل و موتورسیکلت به داروخانه و ...) از اولین پی‏آمدهای این اقدام پس از قطع جریان سواره است. به استناد تجارب مشابه دنیا و پیش‏بینی کارشناسان، تغییر کاربری‏ ها، نوسازی‏ ها و جابجایی ساکنان و بافت محلی و قدیمی در دراز مدت تحت تاثیر این پروژه به این محدوده تحمیل خواهد شد و درونزا محسوب نمی‏شود. چنین تغییراتی (حتی اگر برپایه مطالعاتی کلان و همه جانبه به عنوان راه حلی برای تمامی معضلات محدوده تشخیص داده شده باشد) می ‏بایست با جذب مشارکت مردم و در دراز مدت و با مهیا کردن بستر تغییرات صورت پذیرد. چراکه باور به موجودیت شهر به عنوان یک کل شکل یافته از اجزایی پویا و حائز نقش، دوران اقداماتی فرمایشی، ضربتی و یکسویه را سرآورده است.
نگرانی جامعه متخصص از وارونه شدن نتایج اجرای سیاست پیاده‏ محوری به شکلی افراطی و بدون رعایت ضوابط و ملاحظاتی از قبیل مکانیابی است. در اینصورت پیش از آنکه شهر و شهروندان از مواهب اتخاذ این رویکرد بهره‏ مند شوند، مدیریت شهر، ناهنجاری‏ها و معضلات جدید اقدامات غیرکارشناسی را شاهدی بر ناکارآمدی باور به حقانیت زندگی پیاده دانسته و گام بعدی را به صورت حرکتی تفریطی موجب شود.

 

در همین زمینه: به بهانه ساخت پیاده راه آیینی نوشته دکتر سید مهدی معینی

 

پی نوشت: بهتر است پیشنهاد دهندگان این پروژه به این پرسش پاسخ دهند که این محور چند معیار از 16 معیاری را که دام نوزی درخصوص مکانیابی پیاده راه ها بیان داشته (ر.ک: کتاب پیاده راه های اینجانب صص 71-85) را دارا می باشد؟ اولویت این پروژه در میان سایر طرح های موضعی پیشنهادی اسناد طرح تفصیلی جدید تهران چگونه بوده است؟ و اینکه با فرض برخورداری این طرح از یک مطالعه کارشناسی و توجیهی قابل قبول، آیا بهتر نبود که این پروژه (به ویژه با وجود حدود 80 کاربری نامتجانس یعنی خدمات مرتبط با اتومبیل و موتورسیکلت) در چند فاز و به صورت گام به گام اجرا می شد؟

/ 6 نظر / 19 بازدید
در آرزوی شهرساز شدن(یه شهرساز سابق)

سلام استاد کاشانی جو. یه نوشته ای از یکی از اساتید ایرانی خوندم خیلی جالب بود.براتون در چند کامنت گذاشتم ،وقت کردید حتما بخونید جالبه. خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: راه و ساختمان مرحله ارزيابي بايد پس از اجرا در مقاطع مختلف زماني و به‌عنوان بخشي غير قابل تفکيک از فرآيند درست شهرسازي به رسميت شناخته شود. دكتر ناصر براتي در مقاله‌اي كه با عنوان «خداحافظ شهرسازي» در اختيار دفتر مطالعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) قرار داده، با بيان اين مطلب به انتقاد از حاكميت نگاه توسعه كالبدي صرف و آنچه حذف دانشگاهيان از فرآيند شهرسازي در ايران خوانده، پرداخته است. وي كه فارغ‌التحصيل دانشگاه هريوت - وات (HERIEOT-WATT) انگلستان در رشته شهرسازي و معاون آموزشي - پژوهشي دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه بين‌المللي امام خميني (ره) است، در اين مقاله با تشريح نابه‌ساماني هاي موجود در فرآيند سياستگذاري طراحي و برنامه ريزي شهري در ايران نتيجه مي گيرد كه جامعه ما فاقد شهرسازي است و با انتقاد از توافق ميان سازمان مديريت و جامعه حرفه‌يي و صنفي مهندسان مشاور براي حذف دانشگاهيان هشدار مي‌دهد: در صورت عدم توجه سياستگذ

در آرزوی شهرساز شدن(یه شهرساز سابق)

قسمت دوم: او با اشاره به اينكه شهرسازي در ايران به يک عزم ملي و اراده جمعي در بازگشت به خويشتن خويش نياز دارد، در ادامه توصيه هايي را براي به سامان آوردن اين حيطه در ايران خطاب به تصميم سازان و تصميم گيران كشور مطرح مي كند. وي در توصيه‌هاي خود تأسيس کميته اي عالي رتبه از نظامهاي ذي ربط شامل خبرگان نظام مديريتي و اجرايي مرتبط با شهرسازي ، اساتيد شهرسازي ، اساتيد حوزه محقق و صاحبنظر در اين زمينه، خبرگان فرهنگ و جامعه شناسي شهري، خبرگان ومتخصصان حرفه شهرسازي براي رسيدکي به سياست‌ها، راهبردها و راهکارها ي به سامان آوردن شرايط فعلي شهرسازي را ضروري مي داند. وي متذكر مي شود در صورت تأسيس اين كميته پيشنهادات آن مي بايد درمراجع ذي ربط به تصويب رسيده وبلافاصله به اجرا درآيند. به گزارش ايسنا ديگر پيشنهادات دكتر ناصر براتي در اين زمينه عبارت است از: حضور فعال و مستمر و رسمي دانشکده ها واساتيد ومدرسين رشته شهرسازي در دانشگاهها درنهادها، سازمان ها ودستگاههاي دولتي، عمومي و خصوصي، متنا سب وزن واهميت دانشگاه به ويژه در نهادهاي تعيين کننده اي مثل شوراي عالي شهرسازي ، کميسيون هاي ماده پنج، شوراي عالي برنامه ريزي استان و ساير

سیدعلی اکبر موسوی

جناب آقای دکتر کاشانی جو؛ با سلام و تشکر از سایت ارزشمند شما. مبحث پیاده راه 17 شهریور تهران، بنا برآنچه که من به یاد دارم، از تفکر اولیه ای که موجب طرح موضوع شده بود، تغییرات اساسی ای را داشته و به اینجا رسیده است که اینک می تواند محل شک و پرسش باشد. موضوع تبدیل میدان امام حسین به پلازای شهری با توجه به دارا بودن برخی از معیارهای مکانیابی (که در کتابتان فرمودید) در قالب طرح موضعی از سوی مشاور خودآوند مطرح و به تایید شهردار محترم تهران رسید. در جلسات بررسی طرح پلازا، آقای دکتر قالیباف ایده از میدان شهدا تا میدان امام حسین را به عنوان محور دارای پتانسیل تبدیل به یک فضای شهری در ایام خاصی از سال (محرم) مطرح کردند. اما شنوندگان عاقل، ایده دکتر را به محور صرفا پیاده تفسیر و تبدیل کردند. از نظر من، این تغییر نقش و عملکرد، اساسا اشتباه بوده و آنقدر خطرناک است که می تواند بالقوه به تهدیدی برای تفکر پیاده راه سازی در تهران (وسایر شهرها) تبدیل شود. آمادگی و علاقه دارم این مبحث را آسیب شناسی کنم و قطعا حضرتعالی می توانید در این زمینه راهنما و همکار خوب و شایسته ای باشید. ارادتمند- موسوی (مدیرعامل مشاور خودآوند)

خودم

جناب آقای مهندس موسوی دوست و همکار ارجمند کاملا با نظر شما موافقم و در جریان تلاشهای ارزنده شما و همکاران در پروژه میدان امام حسین بودم. معتقدم که متاسفانه مشکل ما در نظام شهرسازی نه مدیران بلکه کارشناسان محتاط و کارنابلد هستند. قطعا هر کمکی در این زمینه از دستم برآید خوشحال خواهم شد.

فریبا

منو با اسم طراحی روشنایی لینکن بگو با چه اسمی لینکت کنم

رویا

سلام استاد. شما کی دانشگاه تشریف دارید ما چندتا سوال داشتیم بپرسم ازشما؟ راجع به پروژه طرح شهر 1