طرح و شهر

بیان مسائل تخصصی معماری و شهرسازی، ایجاد مکانی برای هم اندیشی و تبادل نظر، اطلاع رسانی و افزایش دامنه آگاهیهای عمومی و فردی درباره موضوعات مختلف حرفه ای، از اهداف اصلی ایجاد این فضای مجازی می باشد

طرح انتقال پایتخت؛ راهکار یا راه فرار!!

چندی است که موضوع انتقال پایتخت از سوی برخی مسوولان دولتی مطرح شده و در اظهار نظرهای پراکنده ای که در این رابطه بیان گردیده، این طرح بعنوان ابتکاری که می تواند مشکل گرانی مسکن در کلانشهر تهران را حل نماید، معرفی شده است. نخستین بار که جابجایی پایتخت مورد توجه جدی دست اندرکاران امور قرار گرفت، در سالهای پایانی دهه 1360 و دوران پس از جنگ بود که معضلات و نابسامانی های فراوان در شهر تهران، باعث تبیین این گزینه گردید. امری که سرانجام با انتخاب غلامحسین کرباسچی بعنوان شهردار تهران و فعالیتهای گسترده ای که با حمایت های بیدریغ دولت وقت به انجام رساند و حداقل سبب ایجاد تغییراتی بسیار زیاد در منظر عمومی و تاسیسات روبنایی این کلانشهر گردید، به دست فراموشی سپرده شد.

اما طرح مجدد مساله انتقال پایتخت و پس از دو دهه حکایتی دیگر دارد. افزایش سرسام آور و ناگهانی قیمت مسکن در دو سال اخیر و در اثر سیاست های غلط اقتصادی دولت نهم که علی رغم هشدارهای فزاینده کارشناسان اقتصادی مبنی بر عدم تزریق مستقیم پول حاصل از فروش نفت به جامعه بوجود آمده-، متولیان دولتی را به چاره جویی واداشته است. جابجایی پایتخت از تهران به هشتگرد (گزینه ای که ظاهرا از آن بعنوان جایگزین نام برده می شود)، از همین منظر مورد توجه قرار گرفته و به زعم دولتمردان می تواند سبب ایجاد شوک به بازار مسکن و تعدیل قیمت ها گردد.

حقیقت این است که سابقه توجه کشورها به انتقال پایتخت ها و انجام اقدامات عملی در این زمینه به حدود 5 دهه قبل باز می گردد. ریودو ژانیرو در برزیل، آنکارا در ترکیه، اسلام آباد در پاکستان و... نمونه هایی از این دست هستند که اکثرا نیز بصورت شهرهای جدید و نوبنیان شکل گرفتند. و نکته جالب اینکه عمده این موارد نیز در کشورهای در حال توسعه بوده و تقریبا در تمامی موارد نیز با شکست در دستیابی به اهداف تبیین شده و ازدیاد مشکلات همراه گردیده اند. آنچنانکه امروزه، نظریه انتقال کامل پایتخت ها از نقطه ای به نقطه دیگر تقریبا بطور جدی در هیچ کشوری از جهان در دستور کار قرار ندارد.

مساله انتقال پایتخت ها را در واقع می توان در زیر مجموعه رویکردهای سنتی به مساله شهر و شهرنشینی دسته بندی نمود. در این نوع طرز نگرش که "ضد شهری" می باشد، ازدیاد جمعیت در شهرها بعنوان پدیده ای خطرناک تلقی گردیده و جملگی سیاست ها درجهت جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرها و محدود کردن هرچه بیشتر ساکنان شهرها تنظیم می گردد.

این در حالی است که در رویکردهای جدید که بویژه در آستانه هزاره سوم بیش از پیش بر آن تاکید می گردد به پدیده ازدیاد جمعیت در شهرها، شکل گیری کلانشهرها و تمرکز خدمات در یک محدوده بعنوان یک پدیده مثبت که می تواند موجب افزایش بهره وری ساکنان از تسهیلات موجود و کاهش مصرف انرژی گردد، نگریسته می شود.

برهمین اساس، بیان می گردد که کلانشهرها پدیده هایی نوین، جهانی و ماندگارند و بویژه از ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از اهمیت بسزایی برخوردار می باشند. و اینکه تغییر پایتخت ها نه تنها فاقد توجیه اقتصادی می باشد بلکه در وضعیت پایتخت های سابق نیز تاثیر چندانی نداشته و این شهرها با وجود معضلات موجود کماکان به رشد خود ادامه خواهند داد. نکته مهم در این ارتباط و در جهت اجتناب از مشکلات مرتبط با کلانشهرها، ایجاد یک مدیریت شهری واحد، منسجم، علمی و کارامد می باشد که بتواند از پتانسیل های انسانی و اقتصادی موجود در کلانشهرها به بهترین شکل ممکن استفاده نموده و تهدیدها را به فرصت ها بدل نماید.

درنهایت اینکه به نظر می رسد بحث انتقال پایتخت از تهران، بیشتر از آنکه راهکاری در جهت حل مشکلات باشد، یک نوع فرافکنی و فرار از مواجهه با مسائل و چاره اندیشی برای آنها و به نوعی پاک کردن صورت مساله است. امری که با توجه به ضعف های بنیادین در زیرساخت های شهری در کشورمان همچون راه، وسایل حمل و نقل عمومی، تاسیسات زیربنایی و...، می تواند به گسترش نابسامانی های موجود نیز بینجامد. گرچه ایجاد قطب های مختلف علمی، اقتصادی، فرهنگی و فناوری در اطراف کلانشهر تهران و تمرکز ارائه خدمات تخصصی در آنها و البته به شرط فراهم نمودن زیرساخت ها و امکانات لازم (همانند تجربه پوترایاجایا در مالزی و یا طرح شهر آفتاب در اطراف فرودگاه بین المللی امام خمینی) می تواند بعنوان اقدامی تاثیرگذار مورد توجه قرار گیرد.

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٥
تگ ها :