طرح و شهر

بیان مسائل تخصصی معماری و شهرسازی، ایجاد مکانی برای هم اندیشی و تبادل نظر، اطلاع رسانی و افزایش دامنه آگاهیهای عمومی و فردی درباره موضوعات مختلف حرفه ای، از اهداف اصلی ایجاد این فضای مجازی می باشد

ردپاي شهرسازي در ناآراميهاي اخير فرانسه

به بهانه شورشهای مجدد در شهرکهای اطراف پاریس که دامنه آن به شهر تولوز نیز کشیده شده است٬ ارائه یادداشتی را که در حدود دو سال پیش در روزنامه همشهری مورخ ۲۲ آبان ۱۳۸۴ در راستای حوادثی مشابه نوشتم و در برخی از سایت ها از جمله آرونا نیز منتشر گردید٬ بی مناسبت نمی دانم:

اين روزها، ناآراميهاي فرانسه که ابتدا از شهرهاي حومه پاريس شروع شده و سپس به ديگر شهرهاي اين کشور نيز سرايت کرد، به يکي از مهمترين اخبار رسانه هاي جهان تبديل شده است. سرآغاز اين حوادث کشته شدن دو نوجوان سارق وسايل اتومبيل در يکي از محله هاي حومه پاريس در اثر برق گرفتگي بوده که تحت تعقيب پليس به يک پست فشار برق قوي پناه برده بودند.

بررسي شهرکهاي حومه پاريس که دچار اغتشاش شده اند نشان مي دهد که بيش از 80 درصد سکنه را مهاجران يا فرزندان آنها که غالبا از کشورهاي عربي و آفريقاي سياه آمده اند، تشکيل مي دهند. ميانگين بيکاري در اين نواحي درحدود 30 درصد برآورد شده که اگر کارگران آينده از ميان نوجوانان امروزي نيز مورد نظر باشند، درصد بيکاري به 60 درصد خواهد رسيد. در اين شهرهاي حومه اي که در دهه 1950 و به تقليد از سياست مسکن روسيه در دوره استالين و جهت سرريز جمعيت پاريس ساخته شده اند، مردم در شرايط بسيار فشرده در کنار هم زندگي مي کنند. حتي گاهي چندين نسل يک خانواده تنها در يک آپارتمان کوچک سکني دارند. برجهاي مسکوني فشرده از بتن آرمه و با يک پس زمينه خاکستري به همراه فقر، خشونت و نفرت چهره غالب اينگونه شهرکهاي فقيرنشين اطراف پاريس هستند. شهرکهايي که اگرچه ساکنان آنها شهروند فرانسوي محسوب مي شوند اما به دلايل مختلف و ازجمله سياستهاي غلط شهرسازي بصورت جزايري مستقل با بافت اجتماعي، کالبدي، فرهنگي و اقتصادي مخصوص به خود شکل گرفته اند.

در مقابل، در همين حومه پاريس شهرکهايي نيز وجود دارند که خانه هاي زيبا، جادار و پرنور و خيابانها و بلوارهايي بسيار تميز و سرسبز ويژگي اصلي آنهاست. و درعين حال ساکنان سفيد پوست آنها از انواع امکانات رفاهي برخوردارند. نوجوانان خوشبخت و شادي که در اين نواحي به مدرسه مي روند، تفريح مي کنند و درکنار والدين خود زندگي مي کنند نه تنها با ديگر همسالان رنگين پوست مهاجر ساکن در شهرکهاي فقيرنشين هيچگونه ارتباطي ندارند بلکه از آنها وحشت داشته و تا آنجاکه ممکن است از آنها دوري مي کنند.

معاون شهرداري بنيوله يکي از مناطق حاشيه پاريس- که اتفاقا يک ايراني است، در اين رابطه مي گويد:

"يکي از علت هاي بوجود آمدن اين شورش ها سياست شهرسازي و مسکن سازي است. اينک روشن شده که اينگونه شهرسازي باعث بوجود آمدن نوعي اردوگاه براي اين اقليت ها شده است.

بررسيها نشان مي دهند که اگرچه تمرکز جمعيت مهاجر با ويژگيهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و هويتي مشابه يا يکسان در يک منطقه جغرافيايي جداگانه در افزايش ارتباطات اجتماعي و همبستگي بين آنان موثر است اما چنانچه جامعه مقصد نتواند يک نوع عدالت و تعادل نسبي در ارائه خدمات و امکانات به آنان ايجاد نمايد، عدم تعامل و اختلاط آنها با ديگر اقشار و شهروندان جامعه همواره بصورت يک خطر بالقوه اجتماع را تهديد خواهد نمود. از همين رو، امروزه توصيه مي گردد که بهترين روش شهرسازي و ازجمله توسعه شهرکهاي حومه کلانشهرها نه جداسازي و حوزه بندي طيف هاي گوناگون اجتماعي و اقتصادي بلکه استقرار آنها در کنار يکديگر و در تعامل با هم مي باشد. امري که خود ميتواند زمينه ساز رسيدگي و ارائه خدمات شهري بيشتري به اقشار فرودست تر نيز گردد.  

واقعيت اين است که پاريس با جمعيتي درحدود شهر تهران بدليل برخورداري از يک سيستم حمل و نقل عمومي کارا و مناسب توانسته است تا قسمت عمده شهروندان را در شهرهاي حومه اي سکني داده و بدين ترتيب بسياري از معضلات ناشي از تمرکز جمعيت در محدوده اصلي شهر را کاهش دهد. اما با اين وجود به نظر مي رسد که بدليل عدم جامع نگري در سياستهاي شهرسازي که منجر به اسکان جمعيت در مناطق و شهرکهاي جداگانه و براساس تفاوتهاي قومي، نژادي، فرهنگي و اقتصادي گرديده، اين تمايزات تبديل به تبعيضات اجتماعي شده است.

ناآراميهاي اخير فرانسه اگرچه دلايل مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي دارد اما درعين حال حاوي پيام روشني است مبني بر اينکه هرگونه طرح توسعه و سياست مديريت شهري که بجاي اختلاط اجتماعي و فرهنگي زمينه ساز جدايي و انزواي جمعيتي گردد، در نهايت محکوم به شکست است.

پی نوشت: در طی سفری که چند ماه گذشته به فرانسه داشتم و مشاهده درصد بسیار بالای جمعیت مهاجران و بویژه سیاه پوستان که اکثرا در مشاغل سطح پایین فعال هستند و نیز تکرار ناآرامیها، بر تاثیر سیاستهای شهرسازی بر این حوادث و ایجاد احساس حقارت و نفرت نوجوانان مهاجر نسبت به طبقه حاکم و نیروهای پلیس بعنوان نماد این گروه، معتقدتر گردیدم. 

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٩
تگ ها :