طرح و شهر

بیان مسائل تخصصی معماری و شهرسازی، ایجاد مکانی برای هم اندیشی و تبادل نظر، اطلاع رسانی و افزایش دامنه آگاهیهای عمومی و فردی درباره موضوعات مختلف حرفه ای، از اهداف اصلی ایجاد این فضای مجازی می باشد

چرا باید در انتخابات سازمان نظام مهندسی شرکت کنیم؟

با توجه به نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات نظام مهندسی، بحث های گوناگون در ارتباط با این انتخابات در مجامع حرفه ای و صنفی افزایش یافته است. در این میان، به یادداشتی برخوردم از آقای علی رضا سرحدی؛ کارشناس ارشد معماری و  رئیس هیئت مدیره ی انجمن صنفی مهندسان صنعت ساختمان که به دلیل اهمیت نکات مطرح شده در آن در زیر عینا آورده شده است. در این نوشتار، ایشان بر دو موضوع؛ یکی اهمیت حضور اکثریت مهندسان عضو نظام در انتخابات و خروج از انفعالی که تاکنون در این زمین وجود داشته و دیگری رای دادن به کاندیداهای مستقل و عدم رای دادن به کاندیداهای وابسته به دولت و شهرداریها تاکید داشته اند:

 

به نظر من سازمان نظام مهندسی یک نهاد قانونی ومدنی بسیار با اهمیت است . شوربختانه به همین دلیل از همان آغاز به کار سازمان و ازهمان زمان نوشتن قانون و آیین نامه ی اجرایی آن ، تلاش شده تا این سازمان از شکل یک سازمان مردم نهاد(ngo) در آمده و وابسته به دولت و حکومت(gngo) شود . اصرار به حضور مقامات حکومتی و کار مندان و وابستگان حکومت در هیئت مدیره ی سازمان و دخالت همیشگی قانونی و فراقانونی وزارت مسکن وقت در امور سازمان وانتخابات آن و دستکاری در ترکیب هیئت مدیره به شکل های گوناگون از آغاز تا کنون ، نشان از اهمیت این سازمان و حساسیت دولت نسبت به آن دارد.
از سوی دیگر سایه ی سنگین دولت برسازمان و مدیریت افرادی که جایشان در این سازمان نبود و به قول امروزی ها این کاره نبودند ، ناکارآمدی ، انفعال و بی اعتباری سازمان و در پی مهندسان عضو را به بار آورد . تا جایی که نهادهای مرتبط از جمله شهرداری و حتی خود وزارت مسکن هم ارج و منزلتی برای نظام مهندسی قائل نبودند و در یک کلام مهندسان از قِبَل این سازمان ، نه شان و منزلت حرفه یی به دست آوردند ، نه ارزش اجتماعی و نه حتی درآمد و دستمزدی شایسته ی تحصیلات و کار و تلاششان .
واین شد که شهر به تصرف بساز و بفروش ها و دلالان رنگارنگ در آمد و نتیجه نا امنی ساختمان ها ، زشتی سیمای شهری و پدید آمدن فضاهایی از این دست شد که همه شاهدیم . مردم درمانده و مستاصل که ناچاراند در این شهر و ساختمان ها زندگی کنند و سرمایه های ملی که کرورکرور دود می شود و به هوا می رود و آگاه ترین ، توانا ترین و موثر ترین قشر جامعه که همانا مهندسان هستند ، بی اختیار و تماشاچی و از همه بد تر بدهکار و مورد لعن و نفرین هر کس و ناکس.
شور بختانه واکنش همکاران  ما به چنین وضعیتی نه تلاش و مقاومت ، بلکه قهر ، بی اعتنایی و انفعال بود و در پاسخ به دعوت معدودی ( همچون ما) گفته می شد که ای بابا این سازمان به چه درد می خورد و برای ما چه کرده ...ما که کاره یی نیستیم ...از قبل تصمیم گیری شده و .... حرف هایی از این دست که تکرارش هم رنج آور است . و کار به جایی رسید که مجامع عمومی این سازمان 40-50 هزار نفری با کمتر از صد نفر رسمیت می یافت ، تراز و بودجه تصویب می کرد و برای مقدرات ما مهندسان و همه ی مردم مصرف کننده ی ساختمان تصمیم می گرفت ودرانتخابات های دوره های گوناگون همواره کم تراز ده درصد اعضا شرکت می کردند و نمایندگانی بعضا بارای یک یا دو درصد اعضای سازمان بر صندلی مدیریت و حتی ریاست سازمان تکیه می زدند .
ونتیجه خالی ماندن عرصه برای تاخت و تاز هر چه بهتر و آسوده تر میوه چینان و بهره برداران این خوان نعمت بی دریغ ؛  بخش مسکن ، ساخت و ساز های شهری و گردش مالی بی سابقه یی که همه خوب می دانیم.
و کار به جایی رسید که در دوره های اخیر شهرداری چی ها که همیشه خود در برابر نظام مهندسی بودند نیز فرصت را غنیمت شمرده و این بار ایشان سازمان ما را اشغال کردند . معنی این کار این است که کسانی که اصرار دارند به هر قیمت ، با هر ترفندی وحتی با صرف هزینه های گزاف ، وارد هیئت مدیره شوند ، یا می خواهند در آن جا برای خود موقعیت ، منافع یا رانتی دست و پا کنند ؛ ویا می خواهند آن جا را اشغال کنند تا ما و نمایندگان واقعی ما به سازمان راه نیابیم تا کاری انجام نشود و یا هردوی این ها .
دوستان عزیز تا وقتی ما این گونه باشیم و این گونه انفعال خود را توجیه کنیم ، همین آش و کاسه است. به قول زنده یاد دکتر قالیبافیان ؛ اگر قهر کنی شامت را خواهند خورد . و خورده اند و دارند می خورند و چه قدر خوشحال اند از شنیدن این گونه حرف های ما و اینگونه عمل کردمان.
باید عرصه را عوض کرد، باید بازی را داخل زمین خودمان بیاوریم. نمی دانم آن روز چه روزی است ، - و البته امیدوارم امروز باشد - ، روزی که آن نود در صد اکثریت خاموش مهندسان از خواب بیدار شوند ، انگیزه بیابند و وارد عرصه شوند . باور کنید کار دشواری نیست .
جالب است بدانیم که در این چند دوره انتخابات گذشته ، هیچ گاه هیچ کس ( به هر وسیله ی ممکن ) بیش از دو هزار رای نیاورده است . یعنی اگر ما تکانی بخوریم و مثلا دو تا سه هزار نفر از هفتاد هزار عضو فعلی نظام مهندسی را به عرصه بیاوریم ، بازی کلا عوض می شود . کافیست یک قرار کلی با هم بگذاریم ، مثلا این که ما به هیچ مقام و کارمند دولت ، شهرداری و حکومتی به هر شکل -، رای نمی دهیم ، ما فقط به اهل حرفه و نمایندگان تشکل های حرفه یی و مهندسی و کسانی که از جنس خود ما هستند واز راه مهندسی نه رانت خواری و دلالی امرار معاش می کنند رای می دهیم . ما کسانی را که سال هاست در این سازمان لانه کرده و به هر قیمتی می خواهند باز هم بمانند ، از هیئت مدیره بیرون خواهیم راند و تعریف دیگری از نظام مهندسی به مثابه یک نهاد مدنی حرفه یی ، مهندسی و مردمی به دست می دهیم .
همکار گرامی ؛ حاصل کار و تلاش چند ساله ی کسانی که مثل ما فکر می کرده اند ، سه شعار اساسی است که به نظر من باید حول این شعار ها جمع شویم و بی گمان بازی راعوض خواهیم کرد.
 
استقلال نظام مهندسی ؛ یعنی تا این سازمان استقلال نداشته باشد نمی تواند کوچک ترین قدمی برای اعضا بردارد ، چرا که سر نخ اختیارات دست کسان دیگری است و ممکن است منافع ایشان اجازه ندهد مهندسان به حقوق خود برسند . کما این که تا امروز چنین بوده و همیشه در آخرین لحظه جلوی کار گرفته شده است . استقلال ؛ یعنی دست دولتی ها ، شهرداری چی ها و حکومتی ها - به هر شکل -  از سازمان کوتاه شود.
مشارکت مهندسان ؛ یعنی هیچ فرد ، گروه ، یا هیئت مدیره یی نمی تواند بدون همکاری و مشارکت سازمان یافته و موثر هفتاد هزار عضو نظام مهندسی برای ایشان و جامعه ، برنامه ریزی و تصمیم گیری کند. ما به کسی که خود توانایی همه کار داشته باشد نیاز نداریم ، ما کسی را می خواهیم که به ما ، به بدنه ی سازمان اعتقاد داشته راه را برای مشارکت مهندسان در سرنوشت حرفه یی خود باز کند.
و سرانجام ، اجرای قانون ؛ که همین قانون ناقص و پر تناقض پتانسیل هایی مترقی دارد واز قضا کسانی که همواره سعی در دور زدن قانون داشته اند بعضا با شعار اصلاح قانون ، جماعت را دنبال نخود سیاه می فرستند.
 
همکار ارجمند ؛ کار خراب است ، ولی باید از یک جا شروع کنیم و خودمان هم باید این کار را بکنیم . اگر برخیزیم ، بجنبیم و اگر درست عمل کنیم ، می توانیم شرایط را تغییر دهیم .
  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳٠
تگ ها :