طرح و شهر

بیان مسائل تخصصی معماری و شهرسازی، ایجاد مکانی برای هم اندیشی و تبادل نظر، اطلاع رسانی و افزایش دامنه آگاهیهای عمومی و فردی درباره موضوعات مختلف حرفه ای، از اهداف اصلی ایجاد این فضای مجازی می باشد

Evaluating integration between PT and pedestrian-oriented urban spaces

مقاله اینجانب زیر عنوان ارزیابی هم پیوندی میان حمل و نقل عمومی و فضاهای شهری پیاده مدار در دو ایستگاه اصلی متروی تهران در شماره ماه جولای سال 2011 مجله معتبر Scientific Research and Essays که دارای نمایه ISI می باشد به چاپ رسیده است. چکیده این مقاله در زیر آمده است: 

  Abstract:

Goods and people movement is one of the most fundamental challenges of urban development in the contemporary world. Public transportation, among different modes of inner city transportation, has gained special attention. In addition, quality and magnetism of urban public spaces that are related to the broadening of pedestrian-orientation have been introduced as the main indicators of the development of cities. Each of the above subjects will be studied in developed countries. The necessity of doing researches for the purpose of evaluating the relationship between these notions, especially regarding urban design approach, has become more obvious. However, developing countries, including Iran, have not paid attention until recently to both public transportation and pedestrian areas within a more comprehensive urban development approach. The purpose of this paper is to study and evaluate integration between public transportation and pedestrian-oriented urban spaces in the Tehran metropolitan area focusing on two main metro stations of the city. A documentary research through valid sources (articles, researches and studies of transportation master plans), along with on-site investigations by participant observation methods, has been utilized to substantiate this study. After introducing the theoretical framework of the subject, the evaluating criteria of the subject have been proposed and then two case studies have been compared and analyzed based on them. The findings demonstrate that concentrated development on the public transit nodes integrated to pedestrian-oriented urban spaces would have many positive effects on the whole urban structure. Qualitative aspects of urban spaces are more important than quantitative ones in attraction of pedestrians and efficiency of transit stations.

Key words: Public transportation, pedestrian-oriented urban spaces, DOT, TRD, TOD, Tehran’s metro stations.

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦
تگ ها :

تهران؛ کلانشهری بی مرکز (2)

پیرو ارائه نخستین بخش از نگاه نویسنده فرانسوی سرژ میشل به کلانشهر تهران در دو پست قبلی –که با استقبال دوستان مواجه شد-، ادامه این مطلب به صورت خلاصه شده در زیر آمده است:

 - پایتختِ خوش آب و هوایی که بر سراشیبی ملایم دامنۀ کوه البرز می خرامید، به علت انفجار جمعیّت به کلانشهری ناهنجار تبدیل شده است. تهران درسال انقلاب تنها سه و نیم میلیون نفر جمعیت داشت در حالی که جمعیّت امروزش به 12 میلیون نفر می رسد. فقدان یک طرح جامع شهرسازی و رشد زمین خواری دو علت دیگر این دگردیسی می باشند. در یک نظام اقتصادِ دولتی، سرمایه گذارها از عرصه صنعت می گریزند و به پهنه ساختمان سازیِ لوکس روی می آورند.

 - تا پایان دهه هشتاد میلادی، خسارات ناشی از چنین وضعیتی چندان محسوس نبود. آن زمان به علّت خطرات زلزله و نیز به دلایل زیبایی شناختی ظاهری، ساختن عمارات بالای 4 طبقه ممنوع بود. اما در پایان جنگ ایران و عراق، شهرداری شروع به فروش تراکم کرد. زیرا صندوق ذخایرش خالی شده بود و برای پرداخت حقوق کارمندان، احداث اتوبان و جمع آوری زباله، نیاز مبرم به پول داشت. بساز و بفروشها کافی بود سرکیسه را شل کنند تا جواز هر تعداد طبقه اضافه را بدست بیاورند. به قول داراب دیبا، این به معنای فروش حقّ تنفّس و حقّ نور شهروندان بود. در تهران کنونی، بی منطقی، پریشانی، ترافیک و انواع آلودگیها به حدّ غیرقابل قبولی رسیده اند. مفاهیمی چون کیفیّت فضای زندگی و محیط زیست سالم انسانی معنای خود را از دست داده اند.

 -به گفتۀرم کوولهاوس، در شهرهای ژنریک، شهرسازان مثل شطرنج بازانی هستند که حریفشان کامپیوتر است در نتیجه ناگزیر به شکست هستند. در تهران هیچگاه نظر شهرسازان جدی گرفته نشده است و به معمارها هم گفته اند زیاد حرف نزنند. اکثر طرّاحی ها بعهده بساز و بفروش هاست که برای جلب رضایت مشتریان ثروتمندشان، نقشه منازل را از روی مجلّه  های دکوراسیون غربی کپی میکنند. اما داراب دیبا یک امتیاز برای تهران بعد از انقلاب قائل است و می گوید که شهر کمی دموکراتیک شده است. "ذات جمع گرایانه ایرانیان در تهران امروز در مقایسه با سابق، بهتر بروز میکند. طبقه بندی میان فقرا در جنوب و اغنیا در شمال همچنان وجود دارد ولی تمایزش کمتر شده است. مثلاً دهه ها پیش، آب آبشارهای کوه البرز، پاک و صاف به خانه های شمال و باغ های بزرگشان می رفت ولی وقتی پانزده کیلومتر پایین تر به جنوب شهر می رسید، اگر به سیلاب تبدیل نمی شد، گِل آلوده و متعفن بود.فروشندگانِ آبِ شُرب، بشکه های آب را بر پشت قاطرهای خود گذاشته، به ساکنان جنوب شهر "آب شاه"  می فروختند. امروز همه آب لوله کشی دارند!"

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸
تگ ها :

کتاب مدیریت طرح های عمرانی در شهرداری ها

دومین کتاب تالیفی اینجانب زیر عنوان "مدیریت طرحهای عمرانی در شهرداریها" که از سری منابع آموزشی شهرداری های سراسر کشور می باشد توسط سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور و با حمایت مالی استانداری هرمزگان منتشر گردید. بخش هایی از مقدمه اصلی کتاب که البته به چاپ نرسیده است (به منظور حفظ یکپارچگی با تمامی دیگر کتابهای آموزشی این سری، پیشگفتاری کلی جایگزین آن گردیده است)، در ذیل ارائه گردیده است:

 

یکی از مهمترین وظایف شهرداریها توسعه و آبادانی شهرهاست. از همین رو، هر ساله مبالغ هنگفتی از بودجه شهرداریها به طرح ها و پروژه های عمرانی اختصاص یافته و عده زیادی از کارگران، کارکنان و کارشناسان چه در این نهادهای عمومی و چه در بخش خصوصی به انجام و به سامان نمودن برنامه های عمران شهری اشتغال دارند.در این میان، گرچه محدودیت منابع می تواند مشکلاتی را ایجاد نماید، عموم صاحبنظران بر این باور هستند که چالش اصلی در فرآیند پیشبرد طرح های عمرانی، آشنایی ناکافی دست اندرکاران سازمانهای اجرایی با اصول مدیریت پروژه و رویکردهای علمی و عملی مرتبط در این زمینه می باشد.

همچنین، ماهیت پیچیده شهرها از یک سو و تغییرات شتابان ناشی از گسترش فناوری ها و ارتباطات در آستانه هزاره سوم از دیگر سو، مسائل جدیدی را به صورت روزافزون در روند انجام طرح های توسعه شهری پدید می آورد که همین امر آگاهی هرچه بیشتر تمامی متخصصان و افراد درگیر در این طرح ها را از آخرین مباحث و تحولات مرتبط بیش از پیش ضروری می نماید.

علاوه بر این، ایجاد نگرش صحیح و تغییر باورهای نادرست در نزد مسوولان و حرفه مندان مرتبط با طرح های عمرانی –حتی مهم تر از دانش تخصصی مدیریت پروژه- درجهت جلوگیری از اتلاف سرمایه های عظیم مادی و معنوی کشور الزامی می باشد. امری که تنها با وجود اطلاع رسانی کارآمد، آموزش مستمر و وجود مراجع تخصصی و روزآمد امکان پذیر می باشد. این در حالی است که بررسی های مختلف انجام گرفته و تجارب نگارنده بیانگر آن است که تاکنون منبعی که به طور مستقیم به موضوع مدیریت طرح های عمرانی از منظر کارفرمایی و مرتبط با ساختار شهرداریهای کشور پرداخته باشد، منتشر نگردیده و دیگر اسناد موجود نیز هریک تنها بر بخشی از جنبه های مدیریت پروژه که بیشتر مورد نیاز مشاوران و پیمانکاران بوده است، متمرکز گردیده اند.

کتاب پیش رو، بر مبنای همین ضرورت و در جهت پر کردن خلا مورد اشاره تدوین گردیده و با توجه به هدف ترسیم شده برای آن کوشیده است تا منبعی کاربردی و تا حد امکان جامع از مباحث گوناگون مرتبط با مدیریت طرح های عمرانی برای مسوولان و متولیان امر در شهرداریها فراهم نماید. در عین حال، این نوشتار که دامنه گسترده ای از مبانی اولیه تا جدیدترین رویکردهای نظری را در نهایت ایجاز ارائه نموده است، می تواند به عنوان مرجعی پایه و ساده در زمینه مدیریت پروژه های عمرانی برای کلیه دانشجویان رشته های معماری، عمران، مدیریت ساخت و گرایش های مرتبط و تمامی حرفه مندان و متخصصان دست اندرکار در این گونه پروژه ها قابل استفاده باشد. کتاب حاضر، در هفت فصل و دو پیوست به شرح ذیل تدوین گردیده است:

 

در فصل اول، تعریف پروژه و ارکان آن و مفهوم طرح های عمرانی شهری و انواع آن ارائه گردیده است.

در فصل دوم، ساختار کلی شهرداریها و بخش های متولی انجام طرح های عمرانی در شهرداریها به اختصار معرفی گردیده است.

در فصل سوم، مبانی پایه مدیریت پروژه های عمرانی در شهرداریها همچون شرایط عمومی و مفاهیم پایه پیمان، انواع ضرایب و کسورات مترتب بر پیمان مورد بررسی قرار گرفته است.

در فصل چهارم، انواع شرکت ها، ارکان و گونه های مختلف قراردادهای پروژه های عمرانی و ویژگیهای هریک معرفی گردیده است.

در فصل پنجم، مهمترین اصول و ضوابط قانونی مرتبط با طرح ها و پروژه های عمرانی تبیین گردیده اند.

در فصل ششم، اصلی ترین جنبه ها و رویکردهای قابل توجه در پروژه های عمرانی مورد بررسی قرار گرفته است.

در فصل هفتم، فرآیند نظارت بر طرح های عمرانی و نکات مرتبط معرفی شده است.

در پیوست الف، برخی از مهمترین و کاربردی ترین نرم افزارهای مدیریت پروژه معرفی گردیده اند.

در پیوست ب، فرهنگ واژگان تخصصی مدیریت پروژه ارائه شده است.

 

 پی نوشت: از سرکار خانم مهندس سولماز زعیم دار که بی شک تالیف این کتاب بدون همکاری ایشان میسر نبود سپاسگزاری ویژه نموده، امیدوارم خوانندگان فرهیخته و نکته سنج، اینجانب را از بیان انتقادات ارزشمند و پیشنهادات سازنده خود در جهت رفع کاستی های این کتاب بهره مند سازند.

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٧
تگ ها :

تهران؛ کلانشهری بی مرکز (1)

اخیرا کتابی در فرانسه تحت عنوان "قدمت روی چشم" توسط نویسنده و روزنامه نگار مشهور متولد سوییس و مستقر در پاریس، سرژ میشل به چاپ رسیده است. موضوع کتاب درخصوص ابعاد مختلف زندگی ایرانیان است. میشل که از ماه ژوئن سال 2011 معاون مدیر مسئول روزنامه فرانسه زبان لوموند می باشد، بعنوان خبرنگار سالها در سوئیس، ایران، مناطق بالکان و آفریقا فعالیت کرده است. او از سال 1999 تا 2002 در ایران زندگی کرده و جایزه آلبرت لوندر که معتبرترین جایزه خبرنگاری فرانسه است را به خاطر فعالیتش در ایران بدست آورده است.

در تدوین این کتاب، پائلو وودز که عکاس روزنامه ها و مجلات معتبری همچون تایمز، نیوزویک، لوموند و جیو و صاحب چندین جایزه عکاسی بین المللی برای آثارش می باشد با میشل همکاری داشته است. در بخشی از این کتاب، میشل در مطلبی زیر عنوان "تهران؛ کلانشهری بی مرکز" به وضعیت معماری و شهرسازی تهران پرداخته و گرچه از نگاه یک روزنامه نگار اما به گمان بنده بسیار تخصصی آن را نقد و تحلیل نموده است. قسمت هایی گزینش شده از نوشتار او، در زیر ارائه گردیده و در پست های آینده بخش دوم آن را خواهم آورد:

 - در تهران همه از آلودگی هوا رنج میبرند زیرا روزانه 5 تن سرب در هوا پراکنده می شود و دست کم 4600 نفر در سال از این آلودگی جان می بازند. در تهران همه از ترافیک رنج میبرند زیرا 4 میلیون اتومبیل در خیابانهایی ترددد میکنند که برای یک دهم این جمعیّت طراحی شده بودند. در تهران همه از کمبود فضا و مسکن در عذابند تا جایی که برای مهارِ بحران مسکن باید ماهیانه 60 هزار آپارتمان جدید ساخته شود. در تهران، انسان از کمبود نور و منظره رنج می برد. در اثر بساز و بفروشی های اخیر، برج هایی در دومتری خانه ها سربرآورده اند که جلوی منظره و نور آنها را گرفته اند.

- حال، این تهرانی های شوربخت اگر می دانستند که در ساختن یک پدیدۀ آوانگارد معماری به نام "شهرِ ژنریک" générique  مشارکت دارند، به شدّت خوشحال می شدند. این کلمه را معمار سرشناس هلندی "رم کولهاوس" ضرب کرده است. اوّلین مشخصۀ یک شهر ژنریک این است که خود را از بند داشتن مرکز شهری واحد رها کرده است. مرکزِ تهران در عرض یک قرن آنقدر جابجا گشته که سرانجام گم شده است. قبل از جنگ جهانی اوّل، بازار بزرگ تهران قلب تپنده این شهر و مرکز آن محسوب می شده است. در زمان رضا شاه که دست به مدرنیزه کردن اجباری ایران زد، مرکز شهر کم کم به سمت شمال رفت تا به میدان توپخانه (امروزه میدان امام خمینی) رسید. پسرش محمّد رضا که تحصیل کرده گرانترین دانشگاه سوئیس بود مرکز تهران را به میدان فردوسی نقل مکان داد. 500 متر بالاتر به سمت شمال، سفارت های روسیه و انگلیس ساخته شدند و کافه های ادبیِ مشهور آن دوره دایر گشتند. پس از کودتا علیه مصدق در 1953، مرکز تهران یک جهش 500 متری به سمت شمال کرد و در طول دورۀ مستانه دلارهای نفتی با برجهای فولادی و شیشه ای اش در خیابان تخت جمشید (طالقانی) در نزدیکی سفارت آمریکا جای گرفت. انقلاب نیز این مرکزگریزی را مهار نکرد.

- آنقدر بزرگراه و اتوبان در تهران تاسیس شد که پایتخت ایران به شکل لوس آنجلس در آمد. این امر هم ناشی از نیاز ترافیکی و هم بخاطر غرور و چشم و همچشمی بود. پیش از آنکه دوبی برج 828 متری خلیفه اش را تمام کند، تهران بر تلاش خود افزود تا برج میلادِ 435 متریش را به پایان برساند. در این میان ایرانیان از خود نپرسیدند که فایده اینهمه ولخرجی بجز نصب یک آنتن مخابراتی چیست.

- فضای داخل خانه ها، بر عکسِ ظاهر پر هرج و مرج خیابانهای شهر، تمیز و شیک است و راز تهران نیز در همین است. چطور می شود که حاصل جمع این همه زیبایی های پنهانِ اندرونیِ خانه ها به چنین زشتی عمومی بیانجامد؟.... تهرانِ نو، شهری ژنریک و بی مرکز است. البته خیلی ها که از کولهاوس بی خبرند میگویند که تهران شهری لگام گسیخته است!

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢
تگ ها :