طرح و شهر

بیان مسائل تخصصی معماری و شهرسازی، ایجاد مکانی برای هم اندیشی و تبادل نظر، اطلاع رسانی و افزایش دامنه آگاهیهای عمومی و فردی درباره موضوعات مختلف حرفه ای، از اهداف اصلی ایجاد این فضای مجازی می باشد

از حاشیه آزادی تا چهارباغ!

نوشته قبلی با عنوان "از آزادی تا چهارباغ" واکنش های متفاوتی را از سوی برخی از دوستان در پی داشت. بدون هیچگونه توضیحی ارائه نظرات ابراز شده و پاسخ های اینجانب به آنها را در اینجا خالی از لطف نمی دانم. به امید آنکه با اظهار نظر دیگر حرفه مندان و علاقمندان غنا یابد:

داریا (یکشنبه 23/4/87)

سلام، من فکر نمیکنم تمرکز بر تفکیک سواره و پیاده در مورد ناحیه میدان آزادی تفکر غلطی باشد.
در واقع به نظر میرسد تداخل تردد پیاده و سواره در این ناحیه گره کور ترافیکی این ناحیه بوده شریان های تردد سریع را در این میدان زمین گیر کرده است.

تاکید بر اولویت پیاده البته ایده ذهنی بدی نیست.اما نمیتوان هر ذهنیتی را بر هر زمینه ای تحمیل کرد.
نهایتن این ساده لوحی است که بجای حل مشکلات عینی یک فضای شهری در مرتبه اول وبه موازات ان ظرفیت سازی های جدید در مرحله دوم به ایده هایی ذهنی (اولویت عبور پیاده) که بطور متعارف در سطح کلی تری (شهر) باید سامان یابداولویت
 داده شود.

 

محمد رضا منعام (یکشنبه 23/4/87)

پاسخ داریا:

سلام، آنچه شما ساده لوحی می نامید در اصل خط قرمز طراحی شهری می باشد - شما در اصل اتومبیل را با انسان برابر می بینید ولی شهر برای انسان است و آسایش و آرامش از اهداف غیر قابل گذشت است - در مورد کیفیت برخورد با موضوع نیز نمونه های عینی بسیاری در دنیا وجود دارند که به محورهای پیاده تبدیل شده اند. و در پایان در طراحی شهری میدان محل گره انسانی است اگر شما می خواهید تفکیک سواره و پیاده را داشته باشید به آن فلکه می گویند - میادین محل هایی هستند که تعاملات اجتماعی در آنها صورت می گیرد.

 

خودم (یکشنبه 23/4/87)

ضمن تشکر از هر دو دوست عزیز داریا و محمدرضا منعام که هریک از زاویه دید خود مطالب درستی را بیان داشته ا ند:
1- انتقاد اینجانب نه به تفکیک سواره از پیاده که اگر به درستی انجام پذیرد پسندیده است بلکه به عدم پیش بینی چگونگی حضور عابران پیاده در جزیره میانی و تمهیدات مورد نیاز بود.

2- اتفاقا آنچنانکه در یادداشت اشاره شده من هم معتقدم که میدان آزادی بعنوان دروازه ورودی شهر در مقیاس سواره هیچگونه قابلیت زمینه و ظرفیت تبدیل به یک چهارباغ که قاعدتا اولویت حرکت و مقیاس در آن باید پیاده باشد را ندارد.

 

داریا (سه شنبه 25/4/87)

ممنون از توضیحی که دادید. اما همچنان بحث در این مورد جالب است.و نکاتی وجود دارد.
"عابر پیاده " در خصوص میدان آزادی مصداق ندارد. عبور پیاده از کجا به کجا؟ محور های پیاده مبدا و مقصد میخواهد که در این مورد "آزادی" مطرح نیست. البته مسئله دسترسی به فضاهای فعالیت میدان مثلن موزه مطرح است که اتفاقن بدلایل معین بهتر است محدود باشد.

نکته دوم این است که اولنمدتهاست روشن شده است که  مفهوم "دروازه ورودی شهر" مزیتی برای طراحی ایجاد نمی کند. و دومن مدت هاست که میدان آزادی دیگر دروازه ورودی شهر نیست.خلاصه اینکه این یک کلیشه قدیمی است.
نکته سوم این است که به نظر میرسد بایدمنظور گوینده  زیباسازیاز مقایسه آزادی و چهارباغ درست درک شود سوئ تفاهم شما رفع شود.

روشن است که مسئول زیباسازی و تاکید او از مقایسه و تشبیه این دو فضا فرم یا کارکرد فیزیکی نبوده  نبوده است. بلکه "ارزش نمادین در سطح ملی" بوده است. بدون اینکه بخواهم نظر او را تایید یا تکذیب کنم فقط باید اشاره کنم که ظاهرن شما منظور او را درست برداشت نکرده اید.

اما نقد سخنان مسئول اداره زیباسازی ضروری است.این انگیزه های جاه طلبانه و خودنمایانه (فردی یا ملی)  نیست که اثار معماری از قبیل چهارباغ یا آزادی را واجد ارزش های نمادین  بین المللی کرده است. بلکه این   فکر بزرگ   و ایده قوی وبکر  طراح یا طراحان است که ارزشمند است. ایده و فکر چنان قوی است که حتی در جریان تحول ایده و فکر به کالبد وساخت طراح احساس میکند چیز هایی از دست میرود و چه بسا ناراضی باشد.خلاصه اینکه اگر مونومان آزادی ارزش هایی دارد  تمامن به  "امانت " بازمیگردد. بهتر است او را دعوت کرده و اجازه دهیم کارش را بازبینی و تکمیل کند.

 

در نهایت پاسخ نگارنده:

 داریا عزیز، ممنون از نظرات شما:

1- در اینکه عابر پیاده در میدان آزادی به لحاظ مقیاس و عملکرد مفهومی ندارد کاملا موافقم. نقد من نیز در اصل به همین موضوع بوده است.

2- گرچه محدوده کالبدی تهران بسیار وسعت یافته اما هنوز از نظر ذهنی (آنچه بویژه امروزه در طراحی شهری بر آن بیشتر تاکید می گردد) برای بسیاری از بازدیدکنندگان میدان آزادی حد ورود به پایتخت است.

3- امیدوارم که بنا بر نظر شما در استنباط سخنان مدیرعامل زیباسازی دچار اشتباه شده باشم. اما به راستی پس از اشاره به ایجاد تسهیلات مخصوص پیاده ها در جزیره میانی تشبیه میدان به چهارباغ مفهومی به غیر از پیاده مداری دارد؟!!

4-  سرانجام اینکه بنده هم با واگذاری تکمیل یا اصلاح طراحی میدان آزادی متناسب با ضرورت های امروزه توسط طراح اصلی (حسین امانت) موافقم. امری که در واقع حق و نه منتی بر اوست. گرچه سال قبل و در هنگام بازسازی عایقکاری و کفسازی میدان آزادی، همکار اصلی امانت و مهندس مجری اولیه میدان در هنگام ساخت مخالفت شدید خود را با اقدامات یک سویه انجام گرفته بیان داشت!

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٦
تگ ها :

از میدان آزادی تا چهارباغ!

به تازگی رییس سازمان زیباسازی شهر تهران از برنامه های اجرا شده و در دست انجام این سازمان جهت ساماندهی و بازپیرایی جزیره میانی میدان آزادی خبر داده و بستن حلقه دور میدان و تبدیل آن به یکی از قطب های گردشگری پایتخت را یکی از اهداف مهم در سال های آینده اعلام و اظهار امیدواری نموده که در یک چشم انداز بلندمدت این نماد ملی همچون میدان چهارباغ اصفهان شود!

نکته قابل تامل در این اظهار نظر این نیست که اصولا چه شباهتی به لحاظ مقیاس، موقعیت، عملکرد و... بین محور چهارباغ با میدان آزادی وجود دارد بلکه ساده انگاری مسوولان و مدیران شهری است که صرف ایجاد مبلمان و امکانات کالبدی بدون هیچگونه تمهیدات لازم جهت حضور عابران پیاده را سبب ساز تبدیل یک محدوده به فضایی تفرجگاهی و گردشگری می پندارند.

به خاطر می آورم که درحدود 2 سال پیش در جلسه ای که به منظور بررسی طرح پیشنهادی یکی از مشاوران صاحب نام و قدیمی برای ساماندهی میدان آزادی داشتم در پاسخ به این پرسش که چه تدابیری برای عابران پیاده اندییشیده اید؟ یکی از سرشناس ترین و پیشکسوت مهندسان حمل و نقل و ترافیک کشور با افتخار گفت که علاوه بر زیرگذر نمودن تمامی رینگ داخلی میدان با نصب نرده ها و حصارهایی در پیرامون حلقه دوم می توان از ورود پیاده ها به این رینگ جانبی سواره جلوگیری نمود! گویی عابران پیاده موجوداتی مزاحم هستند که به هر طریق ممکن باید بتوان آنها را کنترل نمود تا در روند حرکت سواره خللی ایجاد نگردد!

البته خوشبختانه این طرح ساده لوحانه با مخالت ها و توضیحاتی که ارائه نمودم مردود گردید و تاکید شد که تنها طرحی همه جانبه نگر که میدان آزادی را صرفا جزیره میانی یا حتی کل محدوده رینگ های اول و دوم 30 هکتاری نپنداشته بلکه حوزه ای فراگیر در مقیاسی بسیار گسترده تر را مد نظر قرار داده و بر اولویت بخشی و تسهیل حرکت عابران پیاده مبتنی باشد می تواند موفق باشد. امری که به نظر می رسد اکنون و از مجرایی دیگر در حال پیگیری است که متاسفانه با توجه به سوابق ناموفق سازمان زیباسازی در دخالت در طرحهای توسعه شهری و رویکرد یک بعدی اتخاذ شده نمی تواند به نتایج کاربردی منتهی گردد.

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢۱
تگ ها :

شهرسازی؛ از خیال تا واقعیت (در حاشیه مسابقه وبلاگ های معماری)

پس از برگزاری هر مسابقه ای ارائه تحلیل ها و انتقادات و پیشنهادات امری طبیعی می باشد. کسانی که به هر نحوی نسبت به انتخاب های صورت گرفته توسط هیات داوران (که بدیهی است سلیقه جمعی آنان البته براساس ملاک هایی مشخص امری تعیین کننده است) انتقاد داشته و در مقابل افرادی که نتایج را نه تنها تایید بلکه بهتر از آن را هم غیرممکن می دانند.

دومین دوره مسابقه وبلاگ های معماری نیز از این قضیه مستثنی نماند و افرادی از هر دو طیف مورد اشاره در مورد آن اظهارنظر نمودند. در این بین، اما یکی از دوستان با دقت و وسواس بیشتری گزینش های انجام یافته را به نقد کشیده و ازجمله وبلاگ طرح و شهر را البته بدون ارائه هیچگونه تحلیل کیفی، کمی و یا محتوایی و صرفا ازآنجاکه بیشتر بر روی مسائل شهرسازی (بخوانید طراحی شهری) تمرکز داشته شایسته حضور در بین وبلاگ های برتر معماری ندانسته است. (لینک مطلب)

در هر حال، هدف از این نوشته نه پاسخگویی به انتقاد ارائه شده (چراکه نظر هر شخصی محترم بوده و اساسا جسارت تفکر انتقادی و تبیین تحلیل های چالش برانگیز در جوامعی همچون کشور ما شایسته تقدیر و تقویت است) بلکه کمک به تصحیح نگرشی به رشته شهرسازی است که بویژه به نظر می رسد در کشور ما بدلیل عدم اطلاع رسانی مناسب موجب عدم شناخت و آگاهی ناکافی حتی درمیان بسیاری از اساتید، صاحبنظران، حرفه مندان، مدیران و مسوولان اجرایی گردیده است. در این رابطه و بصورت بسیار مختصر ذکر نکات ذیل خالی از فایده نمی باشد:

1- اصولا واژه "شهرسازی" به لحاظ مفهومی ترجمه ای نادرست در زبان فارسی و غلطی مصطلح است که بعنوان معادل “Urbanism” که در اصل "شهرگرایی" معنا دارد، به کار برده می شود.

2- رشته شهرسازی در ایران شامل دو گرایش اصلی؛ "طراحی شهری" و "برنامه ریزی شهری" می باشد که تا چند سال قبل و پیش از برداشتن شرط رشته های مرتبط فقط فارغ التحصیلان معماری می توانستند وارد رشته طراحی شهری گردند.

3- اصولا در بسیاری از کشورهای جهان، گذراندن دوره معماری حداقل در مقطع کارشناسی پیش شرط ادامه تحصیل در انواع رشته های مرتبط با مطالعات شهری حتی برنامه ریزی شهری است آنچنانکه یکی از حرفه مندان هنگامیکه شرح دیدار مشاوران مناطق 22 گانه تهران با شهردار بارسلونا را بیان می کرد به اظهار تعجب فراوان نامبرده از اینکه متخصصانی با عناوینی بسیار مختلف (طراح شهری، برنامه ریز شهری، اقتصاددان شهری و....) به او معرفی شده اند اشاره و بر گفته این شهردار تاکید نمود که: "در اینجا ابتدا همه معماری می خوانند و سپس بنا به علایق خود در یکی از گرایش های مذکور ادامه تحصیل یا فعالیت حرفه ای می دهند و اصولا ما معمارانی داریم که برنامه ریزی شهری می کنند و ..."

4- رشته معماری، دانش- حرفه بسیار گسترده و متنوعی است که از طراحی مبلمان و دکوراسیون داخلی تا تنظیم رابطه ساختمانها با ساختگاه، زمینه و محیط پیرامونی آنها (طراحی شهری) را شامل می گردد. البته همان طور که بویژه امروزه تاکید  می شود که نگاه صرف کالبدی به معماری و عدم توجه به نیازهای روانی کاربران نادرست است، تخصص های گوناگونی همچون جامعه شناسی، روانشناسی، علوم اقتصادی، علوم اجتماعی و... در پروژه های شهری موثر و ضروری اند که بدیهی است بدلیل پیچیدگی خود شهر، مقیاس اثرگذاری آنها بسیار افزون تر است.

5- بدیهی است که هر یک از معماران بنا بر استعدادها و علائق خود یکی از گرایش ها را انتخاب و بر آن تمرکز می یابند.: از معماری داخلی تا معماری شهری (هرچند برخی این واژه را نیز نادرست می دانند) و دقیقا به همین دلیل است که در مجموعه کارهای بسیاری از  معماران بزرگ از طراحی یک صندلی تا طراحی یک محور یا بافت شهری دیده می شود.

6- تخصص گرایی و تفکیک علوم به شاخه های مختلف که از دستاوردهای عصر جدید است نباید سبب گمراهی، تقابلات حرفه ای، کوچک کردن دایره فکری و عملی متخصصان و در نهایت یک بعدی نگری گردد. همه کسانی که به نوعی با ارتقاء کیفیت همه جانبه فضاهای مصنوع جهت زیست انسانها و اجزا و عناصر مرتبط باآن سر و کار دارند، در حیطه معماران قرار دارند.

7- سرانجام اینکه پیشنهاد می گردد تا از سال آینده و درجهت اجتناب از هرگونه یک بعدی نگری، عنوان مسابقه به "مسابقه وبلاگ های معماری و شهرسازی" تغییر یابد تا مبادا وبلاگ های وزینی همچون ایرانشهر (حائز به حق رتبه دوم که اتفاقا رویکرد اصلی آن نیز طراحی شهری و معماری در زمینه شهری است) آنچنانکه باید مورد توجه قرار نگیرند!

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۳
تگ ها :