طرح و شهر

بیان مسائل تخصصی معماری و شهرسازی، ایجاد مکانی برای هم اندیشی و تبادل نظر، اطلاع رسانی و افزایش دامنه آگاهیهای عمومی و فردی درباره موضوعات مختلف حرفه ای، از اهداف اصلی ایجاد این فضای مجازی می باشد

خلاقیت در معماری

بنابر دعوت دوستان در هم اندیشی مجازی "ضیافت 2" و ضمن ابراز امیدواری به تداوم اینگونه حرکت ها و همفکری ها در حوزه مسائل مربوط به معماری و شهرسازی و همچنین ارائه این پیشنهاد که بهتر است برای این اقدام عنوانی مناسب تر و متکی بر ادبیات غنی فارسی و درعین حال تخصصی تر انتخاب گردد،  در ذیل مختصری گرچه نه چندان علمی بلکه تنها به رسم همراهی، درباره موضوع مطرح شده "خلاقیت در معماری" ارائه گردیده است:

خلاقیت در مفهوم عام آنچنانکه از مفهوم واژه آن برمی آید به معنای آفرینش و بوجود آوردن یک پدیده است. گرچه این امر یعنی ایجاد یک چیز شرط لازم اما ناکافی در فرآیند خلاقیت است. برهمین اساس، خلاقیت بیشتر از آنکه بر جنبه های مادی استوار باشد بر ابعاد ذهنی و عقلی متکی است یعنی انکه تولید یک شیء هرچند بزرگ و در مقیاس تولید انبوه اگر فاقد پشتوانه های  فکری و تغییری هرچند اندک در فرآیند معمول و پذیرفته شده عمومی و در حال اجرا باشد، واجد خلاقیت نیست. برعکس ساخت یک محصول کوچک هرچند یک عدد اگر با تغییری در روندهای موجود و البته تسهیل در دستیابی به اهداف تعیین شده باشد، دارای نوآوری است. چنین فرآیندی درباره ایده ها و تفکرات ذهنی نیز صادق است. بنابراین، خلاقیت دارای ارتباطی مستقیم با عوامل ذیل است:

  •  خرق عادت و تغییر در وضع معمول موجود البته درجهت پیشبرد و حرکت سریع تر به سمت هدف

  •  استفاده از داشته ها به مفیدترین شکل ممکن و به گونه ای که بهترین نتایج از انها حاصل گردد.

  •  هرگونه نوآوری به نوعی با "ارتباط" همراه است. (امری که بیل گیتس بسیار بر آن اشاره و تاکید دارد.)

  •  نوآوری اصولا فرآیندی کیفی است هرچند محصول آن کمی باشد.

  •  خلاقیت برخلاف تصور معمول امری اکتسابی و نه ذاتی است (تشخیص و تمایز بین استعداد و خلاقیت ضروری است)

  •  پیش شرط هرگونه اقدام خلاقانه، شناخت وضع موجود (استعدادهای فردی و محیطی) است.

  •  خلاقیت اصولا چون با تغییر عادات موجود همراه است نیازمند ریسک و قدرت خطرپذیری می باشد.

با توجه به موارد فوق و در حیطه خلاقیت در معماری می توان گفت که هرگونه اقدامی که به افزایش کیفیت زندگی انسانها و یا کاهش هزینه های مادی (و یا بطور خلاصه توسعه پایدار انسانی) در فضاهای ساخته شده با کاربریهای مختلف مسکونی، تجاری، اداری، فرهنگی، آموزشی، رفاهی- تفریحی و... رهنمون گردد و تغییری هرچند کوچک با تکیه بر منابع موجود ایجاد نماید، واجد  نوآوری است. بنابراین، برخلاف رواج مفهوم نادرست بویژه در محافل علمی و حرفه ای کشور ما که خلاقیت را امری پیچیده و بسیار دور از دسترس و محدود به افرادی نخبه و خاص تصویر کرده اند، حتی یک الگوبرداری آگاهانه و عاقلانه با اندک تغییراتی متناسب با شرایط بومی، فرآیندی خلاقانه است.

و درنهایت اینکه، امروزه و در قرن بیست و یکم و عصر اطلاعات و ارتباطات، بهترین پیش زمینه ها برای ایجاد خلاقیت و نوآوری که همانا آگاهی از تجارب دیگران و تعامل با آنها و استفاده از داده های گسترده موجود در شبکه های عظیم اطلاع رسانی جهانی است، فراهم بوده و نوآوری تنها به تمرین و ممارست، شناخت استعدادهای فردی و محیطی، مطالعه زیاد، برقراری ارتباطات اجتماعی گسترده و تبادل اطلاعات با دیگران بستگی دارد. در یک چنین شرایطی، می توان گفت که با آغاز هزاره سوم، دوران جدیدی در تاریخ بشریت آغاز گردیده که همه ابعاد زندگی انسانها را تحت تاثیرقرار داده است؛ عصر خلاقیت و انسانهای نوآور که موفقیت تنها از آن آنهاست.

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٥
تگ ها :

يک سال پيش در چنين روزی...

یک سال پیش در چنین روزی جلسه دفاعیه پایان نامه کارشناسی ارشد طراحی شهری اینجانب تحت عنوان ساماندهی یک محدوده پیاده مدار پایدار شهری (محدوده مطالعاتی خیابان ستارخان حد فاصل فلکه دوم صادقیه تا تقاطع خسرو) در دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت برگزار و با اخذ بالاترین نمره در تاریخ دانشکده تا آن زمان به پایان رسید.

ارائه تصاویری از آن جلسه و نیز چکیده پایان نامه بهانه ای است جهت یادآوری خاطرات آن روز:

چکیده

امروزه، کیفیت و جذابیت عرصه های عمومی شهری به یکی از مهمترین خواسته های شهروندان و معیارهای سنجش سرزندگی شهرها بدل گردیده است. در این میان، محدوده های پیاده بدلیل ویژگیهای خود در ایجاد تعاملات اجتماعی در عصر ارتباطات مجازی و نیز تحریک  اقتصادی نواحی پیرامونی و بعنوان پهنه هایی چندعملکردی که طیف متنوعی از فعالیتها را دربر می گیرند، از نقشی اساسی برخوردارند.

اما به نظر می رسد که علی رغم گذشت بیش از چهار دهه از انجام اقدامات عملی مرتبط توسط شهرهای پیشرو، تاکنون در کشور ما آنچنانکه باید به فضاهای حرکتی پیاده در سطح شهرها توجه نگردیده و حتی اهمیت این مساله برای بسیاری از دست اندرکاران امور شهری، شناخته شده نیست. موضوع پایان نامه حاضر، براساس همین ضرورت و به منظور تبیین و معرفی این مقوله در ایران، انتخاب گردیده است.

اگرچه ایجاد محدوده های پیاده از ابعاد بسیار گوناگونی قابل بررسی می باشد اما بدلیل کمبود موجود در این زمینه، هدف اصلی این پژوهش بیشتر بر بررسی جنبه ها و معیارهای طراحی کالبدی و تاثیرات ایجاد پیاده راه ها بر توسعه پایدار شهرها، متمرکز گردیده است.

از این رو، در این رساله، ابتدا چارچوب نظری و جزییات مرتبط، نقش حرکت پیاده در پایداری شهری، پروژه های مشابه در ایران و جهان و ملاحظات مرتبط با مسیرهای پیاده در شهر تهران تبیین گردیده و سپس ضوابط کلی و معیارهای اصلی ایجاد یک محدوده پیاده ارائه خواهد گردید.

جهت انجام مطالعات، علاوه بر بررسی مهمترین و جدیدترین اطلاعات موجود در کتابها، مجلات،  روزنامه ها، پژوهش ها، تارنگارها و پایگاههای اطلاع رسانی و آگاهی از دیدگاههای صاحبنظران مربوطه، محور خیابان ستارخان حدفاصل فلکه دوم صادقیه تا تقاطع خسرو نیز بعنوان نمونه موردی تجزیه و تحلیل خواهد گردید.

درنهایت، براساس یافته های حاصل از مطالعات گوناگون، به منظور ساماندهی محور انتخابی بصورت یک "محدوده پیاده مدار پایدار شهری"، راهبردها، طرح ها و اقداماتی پیشنهاد گردیده اند. در این مورد نیز به تناسب موضوع، دامنه مداخلات پیش بینی شده تنها محدود به محور پیاده نگردیده و با استفاده از راهکارهایی هماهنگ با ویژگیهای طرح، علاوه بر تقویت هسته مرکزی پیاده راه، کاربریهای شاخص و فضاهای عمده حوزه فراگیر نیز تحت تاثیر قرار گرفته اند.

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٤
تگ ها :

ردپاي شهرسازي در ناآراميهاي اخير فرانسه

به بهانه شورشهای مجدد در شهرکهای اطراف پاریس که دامنه آن به شهر تولوز نیز کشیده شده است٬ ارائه یادداشتی را که در حدود دو سال پیش در روزنامه همشهری مورخ ۲۲ آبان ۱۳۸۴ در راستای حوادثی مشابه نوشتم و در برخی از سایت ها از جمله آرونا نیز منتشر گردید٬ بی مناسبت نمی دانم:

اين روزها، ناآراميهاي فرانسه که ابتدا از شهرهاي حومه پاريس شروع شده و سپس به ديگر شهرهاي اين کشور نيز سرايت کرد، به يکي از مهمترين اخبار رسانه هاي جهان تبديل شده است. سرآغاز اين حوادث کشته شدن دو نوجوان سارق وسايل اتومبيل در يکي از محله هاي حومه پاريس در اثر برق گرفتگي بوده که تحت تعقيب پليس به يک پست فشار برق قوي پناه برده بودند.

بررسي شهرکهاي حومه پاريس که دچار اغتشاش شده اند نشان مي دهد که بيش از 80 درصد سکنه را مهاجران يا فرزندان آنها که غالبا از کشورهاي عربي و آفريقاي سياه آمده اند، تشکيل مي دهند. ميانگين بيکاري در اين نواحي درحدود 30 درصد برآورد شده که اگر کارگران آينده از ميان نوجوانان امروزي نيز مورد نظر باشند، درصد بيکاري به 60 درصد خواهد رسيد. در اين شهرهاي حومه اي که در دهه 1950 و به تقليد از سياست مسکن روسيه در دوره استالين و جهت سرريز جمعيت پاريس ساخته شده اند، مردم در شرايط بسيار فشرده در کنار هم زندگي مي کنند. حتي گاهي چندين نسل يک خانواده تنها در يک آپارتمان کوچک سکني دارند. برجهاي مسکوني فشرده از بتن آرمه و با يک پس زمينه خاکستري به همراه فقر، خشونت و نفرت چهره غالب اينگونه شهرکهاي فقيرنشين اطراف پاريس هستند. شهرکهايي که اگرچه ساکنان آنها شهروند فرانسوي محسوب مي شوند اما به دلايل مختلف و ازجمله سياستهاي غلط شهرسازي بصورت جزايري مستقل با بافت اجتماعي، کالبدي، فرهنگي و اقتصادي مخصوص به خود شکل گرفته اند.

در مقابل، در همين حومه پاريس شهرکهايي نيز وجود دارند که خانه هاي زيبا، جادار و پرنور و خيابانها و بلوارهايي بسيار تميز و سرسبز ويژگي اصلي آنهاست. و درعين حال ساکنان سفيد پوست آنها از انواع امکانات رفاهي برخوردارند. نوجوانان خوشبخت و شادي که در اين نواحي به مدرسه مي روند، تفريح مي کنند و درکنار والدين خود زندگي مي کنند نه تنها با ديگر همسالان رنگين پوست مهاجر ساکن در شهرکهاي فقيرنشين هيچگونه ارتباطي ندارند بلکه از آنها وحشت داشته و تا آنجاکه ممکن است از آنها دوري مي کنند.

معاون شهرداري بنيوله يکي از مناطق حاشيه پاريس- که اتفاقا يک ايراني است، در اين رابطه مي گويد:

"يکي از علت هاي بوجود آمدن اين شورش ها سياست شهرسازي و مسکن سازي است. اينک روشن شده که اينگونه شهرسازي باعث بوجود آمدن نوعي اردوگاه براي اين اقليت ها شده است.

بررسيها نشان مي دهند که اگرچه تمرکز جمعيت مهاجر با ويژگيهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و هويتي مشابه يا يکسان در يک منطقه جغرافيايي جداگانه در افزايش ارتباطات اجتماعي و همبستگي بين آنان موثر است اما چنانچه جامعه مقصد نتواند يک نوع عدالت و تعادل نسبي در ارائه خدمات و امکانات به آنان ايجاد نمايد، عدم تعامل و اختلاط آنها با ديگر اقشار و شهروندان جامعه همواره بصورت يک خطر بالقوه اجتماع را تهديد خواهد نمود. از همين رو، امروزه توصيه مي گردد که بهترين روش شهرسازي و ازجمله توسعه شهرکهاي حومه کلانشهرها نه جداسازي و حوزه بندي طيف هاي گوناگون اجتماعي و اقتصادي بلکه استقرار آنها در کنار يکديگر و در تعامل با هم مي باشد. امري که خود ميتواند زمينه ساز رسيدگي و ارائه خدمات شهري بيشتري به اقشار فرودست تر نيز گردد.  

واقعيت اين است که پاريس با جمعيتي درحدود شهر تهران بدليل برخورداري از يک سيستم حمل و نقل عمومي کارا و مناسب توانسته است تا قسمت عمده شهروندان را در شهرهاي حومه اي سکني داده و بدين ترتيب بسياري از معضلات ناشي از تمرکز جمعيت در محدوده اصلي شهر را کاهش دهد. اما با اين وجود به نظر مي رسد که بدليل عدم جامع نگري در سياستهاي شهرسازي که منجر به اسکان جمعيت در مناطق و شهرکهاي جداگانه و براساس تفاوتهاي قومي، نژادي، فرهنگي و اقتصادي گرديده، اين تمايزات تبديل به تبعيضات اجتماعي شده است.

ناآراميهاي اخير فرانسه اگرچه دلايل مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي دارد اما درعين حال حاوي پيام روشني است مبني بر اينکه هرگونه طرح توسعه و سياست مديريت شهري که بجاي اختلاط اجتماعي و فرهنگي زمينه ساز جدايي و انزواي جمعيتي گردد، در نهايت محکوم به شکست است.

پی نوشت: در طی سفری که چند ماه گذشته به فرانسه داشتم و مشاهده درصد بسیار بالای جمعیت مهاجران و بویژه سیاه پوستان که اکثرا در مشاغل سطح پایین فعال هستند و نیز تکرار ناآرامیها، بر تاثیر سیاستهای شهرسازی بر این حوادث و ایجاد احساس حقارت و نفرت نوجوانان مهاجر نسبت به طبقه حاکم و نیروهای پلیس بعنوان نماد این گروه، معتقدتر گردیدم. 

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٩
تگ ها :