طرح و شهر

بیان مسائل تخصصی معماری و شهرسازی، ایجاد مکانی برای هم اندیشی و تبادل نظر، اطلاع رسانی و افزایش دامنه آگاهیهای عمومی و فردی درباره موضوعات مختلف حرفه ای، از اهداف اصلی ایجاد این فضای مجازی می باشد

نمای مناسب از ديد دانشجويان معماری (۱)

به مناسبت برگزاری مسابقه نمای برگزیده از دیدگاه شهروندان، یکی از تمرینات درس درک و بیان را به شناسایی نماهای برگزیده توسط دانشجویان اختصاص دادم. در ذیل برخی از کارهای داشجویان بدون هیچگونه توضیحی ارائه داده شده است:

خانه مسکونی- منطقه پنج تهران- دانشجو: مهسا صدوقی

آپارتمان مسکونی- گلشهر کرج - دانشجو: زهرا افضلی

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۳٠
تگ ها :

چالش معماران جوان با بازار کار حرفه ای در ایران

اخیرا بهرام هوشیار یوسفی در وبلاگ خود در ارتباط با معماران جوان و وضعیت آنان در بازار کار حرفه ای در ایران تحت عنوان "یک سوال ساده" نوشتاری را بدین مضمون ارائه نموده است:

اگر شما یک معمار جوان در یک دفتر نسبتا شاخص باشید، شما بعد از کسورات همان ۵۰۰ هزار تومان را خواهید گرفت؛ حدس می‌زنید در آمد جناب شیخ‌زین‌الدین ماهیانه چقدر است؟! لطفا حدس بزنید،‌ اگر رقم را بگویم یحتمل سکته ناقص خواهید کرد! یادمان نرود که بسیاری از معماران جوان همان حقوق کارگری را هم ندارند!حالا بعضی بروند با بعضی های دیگر مصاحبه کنند و هی به به و چه چه بگویند تا امثال نامبرده یک صله‌ای بیندازد جلویشان...! باید جوانان در معماری ایران متحد شوند.... کمی فکر کنید، کولی دادن دیگر بس است!

و در انتها ، راهکار اصلی مقابله با این شرایط نامناسب و خروج از آن را اتحاد معماران جوان و تشکیل دفاتر کوچک معماری توسط آنان دانسته است:

یک بار هم گفتم: دایناسورها را فراموش کنید و استخوان‌هایشان را به موزه ها بسپارید، نسیم جوانی باید در معماری ایران وزیدن بگیرد.... دفاتر کوچک و جوانتان را تاسیس کنید و این دفاتر را با هم متحد کنید، نگران کار نباشید، ‌آن را خواهیم گرفت، یاد خواهید گرفت که حقتان را از حلقوم قلدرها بیرون بکشید.... معماری کنید و دانش معماریتان را توسعه دهید، دایناسور ها دارند در جا می‌زنند، زمان از آن شماست....

گرچه طرح این موضوع و نقد و بررسی درباره آن را بویژه در شرایط موجود بسیار ضروری و مفید می دانم –امری که شاید باید بسی زودتر از اینها به آن پرداخته می شد- اما راه حل تبیین شده را چاره اصلی نمی دانم. در اینکه معماران جوان در دفاتر معماری و شرکت های مهندسین مشاور استثمار می شوند شکی نیست. –واقعیتی که هرچه شهرت مشاور، که معمولا در ایران وابستگی تام به فرد یا افراد اداره کننده و صاحب امتیاز آنها دارد، بیشتر باشد، مقیاس و شدت آن نیز به مراتب گسترده تر است- اما به نظر می رسد که تمرکز بر افراد و معماران اسم در کرده قدیمی که نقش بهره کشان از حرفه مندان جوان را ایفا می کنند نه راه حل مساله که پاک کردن صورت مساله است. امری که پرداختن به معلول بجای علت اصلی را به ذهن متبادر می سازد.

مشکل امروز جامعه حرفه ای معماری و شهرسازی ایران، قوانین نامناسب ارجاع کار، ضعف دفاتر فنی کارفرماهای دولتی و عمومی، نبود تشکلهای صنفی منسجم که نماینده حقیقی حرفه مندان باشند و قبضه سازمانهای غیردولتی مرتبط موجود در دست باندهایی مشخص و به نوعی همان "دایناسورها"ست. تجربه عملکرد چندساله اخیر سازمانهایی چون نظام مهندسی، برگزاری مسابقات معماری و همایش های مرتبط شاهدی بر این مدعاست. مواردی که تا درباره آنها چاره اندیشی نگردد و ساز و کار مربوط به آنها اصلاح نشود، هرگونه اقدام دیگری تنها درمانی مقطعی و نه قطعی خواهد بود.

در این مدت چه بسیار مشاوران جوان و دفاتر معماری تازه تاسیس متشکل از متخصصان بسیار خوش فکر و خلاق را دیده ام که به دلیل همین ضعف های مذکور یا پس از مدتی به تعطیلی کشیده شده اند و یا به کارهای دست چندم تنها برای بقای خود روی آورده اند. معدود دفاتری نیز که بدلیل پشتوانه مالی قدرتمند شخصی پس از چندین سال امکان ادامه فعالیت یافته و تثبیت گردیده اند نیز یا راهکار را در گره زدن خود با این باندهای قدرت دیده اند و در غیر اینصورت هنوز به علت نبود قوانین و نظامهای حمایتی مدون در دریافت کار با مشکلات عدیده ای مواجه هستند.

در کشوری که بدلیل نظام اقتصادی به شدت متمرکز هنوز بزرگترین کارفرما دولت است و رابطه بر هرگونه ضابطه مقدم می باشد تا هنگامیکه تشکلهای صنفی واقعی شکل نگیرند و از این طریق به سازمانها و وزارتخانه های مرتبط دولتی جهت اصلاح قوانین ارجاع کار، انتخاب مهندسین مشاور، نحوه نظارت بر انجام پروژه ها، تعیین صلاحیت حرفه ای مهندسین و... فشار وارد ننمایند، نمی توان انتظاری جز ادامه وضع موجود را داشت.

امروز، در بازار کار حرفه ای ایران اصل اساسی گرفتن کار است و بدلیل وجود فارغ التحصیلان ریز و درشت فراوان، عدم وجود فرهنگ صنفی مهندسی (برخلاف جامعه پزشکی که بسیار منسجم تر و متحدتر هستند) و نیز فقدان نهادهای ناظر و در مقابل وجود باندهایی سازمان یافته از کار چاق کن ها و بعضی مهندسان قدیمی که با نفوذ در سازمانهای دولتی و نهادهای صنفی قوانین را نیز به نفع خود وضع و یا تغییر می دهند، حرفه مندان جوان جهت اثبات توانایی های خود و حضوری مستقل با معضلات عدیده ای روبرو هستند.

از این رو، به نظر می رسد که راهکار اصلی مقابله با این وضعیت نامناسب، ایجاد تشکلهای صنفی توسط معماران جوان و تقویت آنها، اطلاع رسانی گسترده و ایجاد فشار مضاعف از این طریق و بوسیله کلیه رسانه های نوشتاری، صوتی، تصویری و (بویژه در آستانه هزاره سوم) مجازی بر سازمانهای دولتی و ارگانهای قانونگذاری جهت عادلانه کردن قوانین موجود و کوتاه کردن دست غیرمتخصصان و باندهای  نظام مند از صنعت ساخت و ساز کشور می باشد.   

  

نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٠
تگ ها :

پارک فناوری اطلاعات در پاکستان

اینکه کشورهایی چون پاکستان که تقریبا به لحاظ توسعه یافتگی همتراز با ما می باشند به فکر ایجاد پارک فناوری اطلاعات و ارتباطات جهت افزایش آگاهی عمومی در این زمینه افتاده اند و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم جای تاسف دارد!!

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٥
تگ ها :

ْضرب المثل های انگلیسی با واژگان تخصصی (۲)

                                    

   

Proverbs in any language have deep meanings & many lessons to be tought. In the following some English proverbs with professional key words have collected. This is the first part of this effort containing words between D-H. It’ll be regarded to add to this list by you.

                                         Khashayar Kashani Jou

 

DETAIL

       The Devil is in the Details

 DOOR  

A Door must either be shut or open

Creaking Door hangs longest

A golden key can open any Door

When one Door shuts, another opens

Opportunity never knocks twice at any man’s Door

A postern Door makes a thief

When Poverty comes in at the Door, love flies out of the window

It is too late to shut the stable- Door after the horse has bloted

 DOORSTEP

Every man would sweep his own Doorstep the city would soon be clean

GARDEN

If you would be happy for a week take a wife; If you would be happy for a month kill a pig; If you would be happy all your life plant a Garden

HOME

Home is Home though it’s never so homely

Home is where the heart is

Charity begins at Home

Curses, like chickens, come Home to roost

East, west, Home’s best

Go abroad & you’ll hear news of Home

The longest way round is the shortest way Home

There’s no place like Home

A woman’s place is in the Home

Many go out for wool & come Home shorn

 HOUSE

An Englishman’s House is his castle

Fools build Houses & wise men live in them

When House & land are gone & spent, then learning is most excellent

A House divided cannot stand

Better one House spoiled than two

Those who live in glass House shouldn’t throw stones

Never mention Rope in the House of a man who has been  hanged

Sweep the House with broom in May, you sweep the head of the House away

  
نویسنده : خشایار کاشانی جو ; ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٩
تگ ها :